خرید بک لینک
کابوس تبر
گفتم ای جنگل پیر ، تازگیها چه خبر؟

پوزخندی زد و گفت : هیچ ، کابوس تبر

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 23:12 توسط تفریق|


برچسب: کابوس,تبر, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

زخمای آدم سرمایه های آدمه

سرمایه ات رو با این و اون تقسیم نکن

داد نکش ، هوار نکش ، آروم و بی سر و صدا تحمل کن

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 23:13 توسط تفریق|

برچسب: هوار,نکش, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

دوست خوب

دوست ِ خوب داشتن بهتر از تنهایی ...

و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است ... !

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 23:14 توسط تفریق|


برچسب: دوست,خوب, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

بعضی وقت ها ..

یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.....!

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 23:16 توسط تفریق|

برچسب: بهضی,وقتها, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

چندیست که از خود میپرسم

مگر من کیستم؟؟؟

برچسب: کیستم؟؟, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

از ما گذشت و رفت،

ولیکن تو روزگار،

فکری به حال خویش کن.

این روزگار نیست

برچسب: گذشت, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن

برچسب: گدایی,محبت, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

غمگینم دلم خوش نیست . . .غمگینم . . .کسی شاید نمیفهمد . . .کسی شاید نمیداند . . .کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی . . .تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :عجب احساس زیبایی . . . !تو هم شاید نمیدانی . . . ! نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 23:34 توسط تفریق| ادامه مطلب

برچسب: غمگینم, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

غمگینم خیال می کنمدچار آن ترنم غمگین فاصله ها شدمدچار کبودی رنگ هادچار خاک غبار آلود بارون خوردهدچار یعنی احساس کردن حس عاشقانه ی رابطه هادر غربت نیستم و زندگی نمی کنمولی احساس غریبی میکنماحساس میکنم غباری بر دلم نشسته و کسی نیست که آن را پاک کندکسی کهدوره ی نجات را گذرانده باشدکسی کهقدر چشم را بداند تا مروارید اشک در آن جاری شودکسی که گل کاغذی را هم در دسته ی گل ها جای دهدکسی که شاپرک را نمی کشدکسی که از ماهیگیری بیزار استکسی که قاتل نیست!کسی که پروانه را می فهمدکسی که حس غلت زدن ماهی در خشکی راحس می کندکسی کهشب ها می خوابد و صبح ها متولد می شودکسی که به سن بلوغ می رسد و گریه می کندکسی کهپی ادامه مطلب

برچسب: غمگینم, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

لال شدم...
هزار شكوه به دل داشتم هزار افسوس

كه گريه راه گلويم گرفت و لال شدم

نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:24 توسط تفریق|


برچسب: لال,شدم, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57


-ساعت ده شب به بعد حرفاتونو بریزید دور،نصفه شبی کار دستتون میده!

برچسب: نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:43


درد اینجاست که درد را نمی شود

به کسی حالی کرد …

برچسب: درد اینجاست که درد را,درد اینجاست,درد اینجاست که, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:43


به بودنا دیر عادت کن...
به نبودنا زود...
آدما نبودنو بهتر بلدن...

برچسب: عادت نمی کنیم,عادت ماهانه,عادت,عادت ماهانه به انگلیسی,عادت ماهیانه,عادت می کنیم,عادت نمیکنم,عادت از علیشمس,عادت ماهوار, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:43


دفترچه تلفن من پر از اسم های جور واجوره!
اما وقتی دنبال کسی می گردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم، می بینم که به صورت مفتضحانه ای هیچ کس رو ندارم و اون اعدادی که جلوی اسم ها نوشته شده مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده، بی ارزش و مسخره هستند!

برچسب: دفترچه تلفن,دفترچه تلفن برای کامپیوتر,دفترچه تلفن اکسل,دفترچه تلفن اندروید,دفترچه تلفن اصفهانی,دفترچه تلفن فارسی برای کامپیوتر,دفترچه تلفن جذاب,دفترچه تلفن آراد,دفترچه تلفن فارسی,دفترچه تلفن تهران, نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:43


یکی
خاطراتش را دود می کند
یکی
دل تنگی هایش را
و دیگری
خودش را،
بی آن که حتی
سیگاری آتش زده باشد

برچسب: نویسنده: سپیده مرادیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:43

صفحه بندی